*******عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو .... و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگر چه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نبرد، عشق را در راهی که می رود، تصدیق خواهد کرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را***************

 
 
 

دوکوهه

             بسم رب الشهداء والصديقين

می دونی چه طور جایيه؟

اولین جایی که ما رفتیم دوکوهه است.می دونی دو کوهه کجاست؟

شهید همت در دوکوهه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتی از اتوبوس پیاده می شی این احساس بهت دست میده که انگار به دنبال چیزی هستی .حتما می دونی که این احساس را جای دیگه هم می تونی پیدا کنی.آره اونجا مدینه است. تو مدینه از اول که اونجایی تا وقتی که می خوای برگردی به دنبال چیزی هستی و دلت در تب و تاب هست.یکسره چشمت به در که یکی بیاد بگه که من پیداش کردم!!!  اینجا (دو کوهه) هم همین حال و هوا را داره. اما یک شباهت دیگه ای هم بین دو کوهه و مدینه  هست . آره وقتی که تو مدینه هر چی گشتی و پیدا نکردی اونی را که می خوای وقتی می رسی پیش بقیع، بغضت می ترکه و دوست داری که فقط گریه کنی !!! آره دیگه دوکوهه هم همین طوره وقتی می رسی پیش حسینیه شهید همت ،وقتی که بهت میگن اینجا فلان شهید گریه می کرد ،اینجا فلان گردان قبل از اعزام به خط مقدم اینجا بودند ،اینجا فلانی نماز شب می خوند و... خلاصه بچه ها از اینجا راه خودشون را به سوی معبودشون پیدا کردند و راه خودشون را برای شهادت باز کردند ، اونجاست که دیگه نمی تونی خودت را نگه داری و هق هق شروع می کنی به گریه کردن.خلاصه هر چی هست تو دو کوهه خلاصه میشه به این حسینیه.

عکسی که خودم از سر در حسینیه گرفتم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تو ظاهر هیچی نداره ها ولی امان از باطنش خیلی دل را می سوزونه. همه حال و هوای سفر یه طرف نماز خوندن تو این حسینیه هم یه طرف .

ان شاالله یه روز با هم تو این حسینیه نماز شهادت بخونیم

 

لینک نوشته

 
 
پژوهشی در قرآن
یا کریم
بی قرار ظهور
منتظر ظهور
فتوبلاگ من
مرکز فرهنگی شهید آوینی
تدبیر
به یاد او
جمعه ها با حافظ
آقای خامنه ای سلام
پاک باش و خدمتگزار
شهید ستان
انتظار ظهور
ارتش ایران
خاطرات سفید
يک آسمان ستاره
شهدای تفحص
صدای شهيد همت
صدای شهيد حسن باقری
صدای شهيد چمران
صدای شهيد حسن خرازی
صدای شهيد مهدی زين الدين
صدای شهيد مهدی باکری
صدای شهيد کلهر
دستنوشته های يک کج و معوج ۱۶ ساله
باران
مسافر
خاطرات جبهه
پلاک يعنی هويت
ساقی ميکده
خاطرات جبهه


پشتیبان
پرشین بلاگ