*******عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو .... و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگر چه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نبرد، عشق را در راهی که می رود، تصدیق خواهد کرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را***************

 
 
 

وصيت نامه شهدا

                                   بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک يا ابا صالح المهدي(عج)

السلام عليک يا فاطمة الزهراء(س)

البرز به سربلندي نامت نيست

                                  الونـد به استواري گـــامت نيست

اروند که در بستر خون مي غلتد

                                              گلگون تر از جاري پيغامت نيست

بارالها: از يک سو بايد بمانيم تا شهيد آينده شويم و از سوي ديگر بايد شهيد شويم تا آينده بماند. هم بايد بمانيم تا فردا شهيد نشود و هم بايد شهيد شويم تا فردا بماند، عجب دردي است . چه مي شد که امروز شهيد مي شديم و فردا زنده و دوباره شهيد مي شديم.

و اي امت حزب الله: مبادا که همانند مردم کوفه رهبر عزيزمان، امام امت را تنها بگذاريد.

اي امت حزب الله: اگر ما نبوديم و کربلا را نديديم، زمين هاي سرخ شده از خون غرب و جنوب را ديديم، اگر عباس را نديديم، هزاران عباس بي دست را مي بينيم که دست هاي خودشان را به درگاه الهي هديه کرده اند، اگر زينب را نديديم که در فراق اهل بيت گريه کند، و چنان سخن گويد که کاخ يزيد را به لرزه درآورد، ليکن زينبشان را مي بينيم که همچون او استوار در مرگ عزيزانشان کلام حق را مي دانند، اگر علي اکبر نوجوان را نديديم، ليکن علي اکبرها را مي بينيم که چگونه به ياري حسين زمان لبيک گفتند، اگر حنظله را نديديم ولي حنظله ها را ديديم که از حجله عروسي به بستر شهادت شتافتند، اگر حبيب بن مظاهر را نديديم لکن حبيب بن مظاهرها جبهه ها را پر کردند.

اي حسين جان:

عاشوراي تو تنها يک شب بود و کربلايت يک مکان اما بنگر که هر شب ما عاشورا و هر زمين ما کربلاست.

(فرازي از وصيت نامه سردار رشيد اسلام شهيد حاج حسين اجاقي)

 

 

وصيت نامة عارف شهيد حسين بيدخ

چنان زندگي کن که از رفتن وحشت نداشته باشي.

آنان که به هزار دليل زندگي مي کنند نمی توانند به يک دليل بميرند و آنان که به يک دليل زندگي مي کنند با همان يک دليل نيز مي ميرند.

بعد از يک عمر گناه، حال بايد در يک آزمايش الهي آماده سفر مرگ شوي،

بعد از يک عمر معصيت، حال بايد افسوس يک عمر خطا را بخوري.

بعد از يک عمر خنده، حال بايد نشست و بر يک عمر اشتباه رفتن و نفهميدن گريست. ديگر جاي خنده نيست.

بعد از يک عمر حساب نکردن، حال بايد حساب پس داد: ((حاسبوا قبل ان تحاسبوا)) ديگر چاره اي جز گريه نيست، گريه به حال خويش و افسوس بر گذشته ای که هرگز به عقب برنمي گردد.

خواهرم! حجاب تو سنگري چون خون من است، مي دانم بالاتر از آن هستي که سفارش به پوشش و حجاب کنم ولي بدان تفنگي که در دست من است چادري است که بر سر توست، اگر ميل به سلاحم داري چادرت را سلاحم بدان.

برادرم! زندگي چند صباحي بيش نيست، نيامده مي گذرد، آن چنان سريع مي گذرد که رود به دريا مي پيوندد.

چنان زندگي کن که فردا براي رفتن وحشتي نداشته باشي.

خدايا گناهکارم! خطا از من است مي دانم هميشه مغلوب نفسم شده ام، خدايا! از من درگذر که جز گذشت تو منزلگاه من جز دوزخ نيست.

خدايا! اي مهربانترين مهربانها! اي عزيزترين عزيزانم! اي زيباترين زيبارويان در نزدم! اي سريع الرضا! اي کاشف البلا!

به هر نحو مي خواهي مرا بکشي، بکش، به هر گونه مي خواهي مرا ببري، ببر.

 

 

لینک نوشته

 
 
پژوهشی در قرآن
یا کریم
بی قرار ظهور
منتظر ظهور
فتوبلاگ من
مرکز فرهنگی شهید آوینی
تدبیر
به یاد او
جمعه ها با حافظ
آقای خامنه ای سلام
پاک باش و خدمتگزار
شهید ستان
انتظار ظهور
ارتش ایران
خاطرات سفید
يک آسمان ستاره
شهدای تفحص
صدای شهيد همت
صدای شهيد حسن باقری
صدای شهيد چمران
صدای شهيد حسن خرازی
صدای شهيد مهدی زين الدين
صدای شهيد مهدی باکری
صدای شهيد کلهر
دستنوشته های يک کج و معوج ۱۶ ساله
باران
مسافر
خاطرات جبهه
پلاک يعنی هويت
ساقی ميکده
خاطرات جبهه


پشتیبان
پرشین بلاگ