*******عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو .... و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگر چه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نبرد، عشق را در راهی که می رود، تصدیق خواهد کرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را***************

 
 
 

دهلاويه (چمران)

صبح روز بعد پس از صرف صبحانه به سمت دهلاويه راه افتاديم. همان صبح باران شديدي آمده بود که همه جا را خيس کرده بود . نم تازگي و طراوت را به منطقه بخشيده بود. در همان لحظه ياد يکي از فيلمهاي روايت فتح افتادم که شهيد آويني پس از يک عمليات پيروزمندانه چنين مي گفت:« صبح پيروزي هر چند هنوز فضا از نم باران آکنده بود اما آفتاب دل مؤمنين همه جا را گرم کرده بود...» اما اينجا آفتاب از نوع ديگري بود . اينجا آفتابِ حضور شهيد چمران آن ابر مرد تاريخ حماسه ايران به جاي جاي اينجا گرماي دلگشايي بخشيده بود. حتي اين ساختمان محل دهلاويه نيز مانند استقامت چمران رخ نمايي مي کرد. انگار چمران هنوز در اينجا ايستاده و با آرامش وقار وعرفاني که همه از آن سخن مي گفتند با همه سخن مي گفت.اما يک سوال در ذهن من نقش بسته بود که چرا چمران آن همه افتخارات خود را که در دوران دانشجويي خويش بدست آورده بود رها کرده و در اينجا به دنبال چه بود؟  بله همان عرفاني که ديگران را به حيرت وا داشته بود باعث شده بود که چمران را به ملکوت سوق دهد. داخل ساختمان که مي رفتي مسئولين يک نمايشگاهي ترتيب داده بودند تا شايد گوشه اي از حماسه هاي اهالي دهلاويه را نشان دهند.

فاطمیه(به مناسبت فاطمیه - طراحی از خودم)

 

پس از بازديد از نمايشگاه براي ما فيلمي از شهيد چمران نشان دادند. که قطرات درشت اشک تمام تماشاگران را بر گونه هايشان جاري ساخت. من تا به حال فيلمي نديده بودم که تماشاگران جملگي بر آن گريه کنند. من که ايستاده اين فيلم را تماشا مي کردم، ديگر پاهايم توان ايستادن نداشت. در گوشه اي  نشستم و با چشماني اشک آلود نظاره گر شدم. وقتي گوشه اي از مناجات ايشان پخش مي شد ديگر باور مي کردي که شهداء در روي زمين نبودند بلکه فقط براي ما که زميني هستيم تجسم وجودشان به روي زمين نقش بسته بود. چه طور ممکن بود چنين شخصيتي با چنين نگرشي فقط به دنبال جنگ و دفاع آمده باشد. چمران به دنبال چيز ديگري بود اما مراد دل خويش را در دهلاويه يافته بود.

 

 

لینک نوشته

 
 
پژوهشی در قرآن
یا کریم
بی قرار ظهور
منتظر ظهور
فتوبلاگ من
مرکز فرهنگی شهید آوینی
تدبیر
به یاد او
جمعه ها با حافظ
آقای خامنه ای سلام
پاک باش و خدمتگزار
شهید ستان
انتظار ظهور
ارتش ایران
خاطرات سفید
يک آسمان ستاره
شهدای تفحص
صدای شهيد همت
صدای شهيد حسن باقری
صدای شهيد چمران
صدای شهيد حسن خرازی
صدای شهيد مهدی زين الدين
صدای شهيد مهدی باکری
صدای شهيد کلهر
دستنوشته های يک کج و معوج ۱۶ ساله
باران
مسافر
خاطرات جبهه
پلاک يعنی هويت
ساقی ميکده
خاطرات جبهه


پشتیبان
پرشین بلاگ