مادر چشم به راه(به مناسبت سالروز ورود آزادگان)

مادر خیلی تنها بود.

مادر نگاهش به در بود.

هر روز که می گذشت انگار نور امیدش بیش تر می درخشید.

دیگر نگاههای دیگران هم به او نا امیدی می دادند. شاید محمد بود که هر روز با او ساعتها به صحبت می ایستاد. او با خودش زیاد حرف می زد. هر از چند گاهی در این میان به روبرو و اطراف خیره می شد انگار با کسی صحبت می کرد. هر کس از اطراف او رد می شد او را دیوانه می پنداشت.

تقریبا دوازده سال از جنگ می گذرد.او همیشه فکر می کرد که محمد در اسارت است. آخر محمد تنها بچه او بود .خودش می گفت که پس از ده سال خداوند محمد را به آنها عطا کرد. مادر فکر می کند که چه قدر تنهاست. اما او دلش هنوز به راه است. با لهجه شیرینش زمزمه می کند:

کوچه لر سو سپ میشم                             یار گلند تز اولماسین...

 

    مادر

  

هر روز صبح بعد ازنماز جلوی دربش آب پاشی شده بود.

بعد از اینکه آب پاشی تمام می شد و به خانه می رفت بوی عطر بسیار دل انگیزی در تمام کوچه می پیچید.

عصر ها هم جلوی ایوان خانه می نشست. جانمازش را پهن می کرد و تسبیحش را در دست می گرفت. صدای دانه های تسبیح همیشه به گوشم می رسید. آن قدر ذکر می گفت که دیگر شب می شد. مادر هنوز تنها بود.

الان دیگر صدای آن مادر با زمزمه های شیرینش به گوش نمی رسید. اما نمی دانم با اینکه آن مادر دیگر در خاکها آرمیده است چرا جلوی درب خانه اش همیشه آب پاشی شده است.

مادر دیگر تنها نیست

 

/ 6 نظر / 10 بازدید
ramtin

سلام ... ممنون که سر زديد ... راستی شما انشای خيلی خوبی داريد .... پیروزی حزب الله رو هم بهتون تبریک میگم ... یا علی

سارا

راست ميگی سالهاست که اسم شهيد در لابلای صحبتها در اجتماعات گم شده صحبت از اخرين مد وسياستو واقتصاد هست اما واژه ی شهيد کهنه شده خيلی خوبه که اين مدلی مينويسی کم ولی خوب

باران

باور کنيم ملک خدا را که سرمد است باور کنيم سکه به نام محمد است سلام حال شما؟ نوشته های جديدتون حال و هوای متفاوتی داره فکر می کنم باید به قلم خودتون باشه درسته؟! روزی جنگی بود عنوان تکان دهنده و عجیبی بود... راستی چقدر ناسپاس شده ایم ... قصه ی رزم مردانی که دیروز دهن به دهن می چرخید امروز دیگر اشنایمان نیست ... کاش دوباره به یاد روزگاران وصل دلی دریایی کنیم.

سجده

سلام . زيبا بود ولی سرشار از غم و غصه .

محمد

با سلام خدمت شما دوست گرامي لينک باکس نور افتتاح شد. با قراردادن لينک خود در آن و همکاري با ما گستره ي فعاليت سايتها و وبلاگهاي اسلامي و ارزشي را افزايش داده و سايتهاي ديني و فرهنگي را به همگان معرفي کنيد. با تشکر مديريت لينک باکس نور

سلاله

حالا مادر ديگر تنها نيست خيالش راحت راحت است حالا در ملکوت به نماز می ايستد و فرشتگان به نيايشش غبطه می خورند حالا کنار سجاده ی آسمانی اش گل های بهشتی است ...